گودال باغچه چیست؟ باغچال در معماری ایرانی و چرا باید آن را در مقطع فهمید

گودال باغچه یا باغچال در معماری ایرانی با حیاط فرورفته، باغچه، پله و اختلاف تراز میان دو سطح

فهرست مطالب

گودال باغچه در معماری ایرانی فقط حیاطی نیست که چند پله پایین‌تر از سطح بنا قرار گرفته باشد. برای شناخت دقیق این فضا باید رابطه میان باغچه، اختلاف تراز، مسیر دسترسی، جداره‌های پیرامونی و میان‌سرای اصلی بنا را هم‌زمان دید. به همین دلیل، اگر گودال باغچه را فقط در پلان بررسی کنیم، بخشی از منطق معماری آن پنهان می‌ماند.

در فرهنگ مهرازی (معماری) ایران، واژه باغچال در پیوند با گودال باغچه آمده است. در این فرهنگ، باغچال فضایی باغچه‌دار، سرسبز و گود است که درون میان‌سرای بنیادی بنا شکل می‌گیرد و با آن ارتباط دارد. بنابراین صرف پایین‌تر بودن یک حیاط برای آنکه باغچال نامیده شود کافی نیست؛ جایگاه این فضای گود در سازمان کلی بنا نیز اهمیت دارد.

از همین تعریف می‌توان به یکی از مهم‌ترین نکات این مقاله رسید: باغچال را باید هم در پلان و هم در مقطع خواند. پلان جای فضا را نشان می‌دهد، اما مقطع است که اختلاف تراز، مسیر پایین‌رفتن، ارتفاع جداره‌ها و رابطه فضاهای پیرامون با فضای گود را آشکار می‌کند.

پلان گودال باغچه و رابطه باغچال با میان‌سرا، پله‌ها و فضاهای پیرامونی در معماری ایرانی
پلان باغچال؛ جایگاه فضای گود در سازمان میان‌سرا

گودال باغچه یا باغچال چیست؟

در زبان رایج امروز، ترکیب «گودال باغچه» شناخته‌شده‌تر است؛ اما در زبان مهرازی، واژه «باغچال» کمک می‌کند این فضا را دقیق‌تر از یک حیاط فرورفته ببینیم. در این مفهوم، گودی، باغچه و رابطه با میان‌سرای اصلی در کنار یکدیگر معنا پیدا می‌کنند. پس باغچال را نباید فقط «باغچه‌ای پایین‌تر از زمین» یا «حیاطی که چند پله گود شده» تعریف کرد.

برای شناخت این فضا باید پرسید: باغچه در کجای آن قرار دارد؟ راه رسیدن به تراز پایین چگونه شکل گرفته است؟ چه فضاهایی به آن باز می‌شوند؟ آیا بخشی از بنا از بالا به آن دید دارد؟ و مهم‌تر از همه، این فضای گود چه نسبتی با میان‌سرای اصلی دارد؟ پاسخ به این پرسش‌هاست که باغچال را از یک فرورفتگی ساده در زمین به یک تصمیم معماری تبدیل می‌کند.

تعریف ساده: باغچال یا گودال باغچه، فضای بازِ باغچه‌دار و گودی است که در ارتباط با میان‌سرای اصلی بنا شکل می‌گیرد و اختلاف تراز، بخشی مهم از سازمان فضایی آن است.

برای فهم بهتر جایگاه چنین فضایی در ساختار خانه ایرانی، مقاله حیاط مرکزی در خانه‌های سنتی یزد و کاشان می‌تواند زمینه مناسبی برای ادامه این بحث باشد.

چرا گودال باغچه را باید در مقطع فهمید؟

اگر فقط به پلان نگاه کنیم، گودال باغچه ممکن است شبیه بسیاری از حیاط‌های مرکزی دیده شود: فضای بازی در میان بنا، چند باغچه، مسیر حرکت، حوض یا آب‌نما و فضاهایی که پیرامون آن قرار گرفته‌اند. اما چیزی که باغچال را از نظر فضایی متفاوت می‌کند، همیشه در نقشه افقی دیده نمی‌شود.

مقطع گودال باغچه نشان می‌دهد کف فضای باز چه اندازه پایین‌تر از میان‌سرا یا فضاهای پیرامونی قرار گرفته است، پله‌ها از کجا آغاز می‌شوند، ارتفاع جداره‌ها نسبت به کف گود چقدر است و اتاق‌ها یا فضاهای نیمه‌باز در چه ترازی با آن ارتباط پیدا می‌کنند. بنابراین پلان بیشتر به پرسش «این فضا کجاست؟» پاسخ می‌دهد، در حالی که مقطع توضیح می‌دهد «این فضا چگونه شکل گرفته است؟»

این تفاوت فقط مربوط به خواندن نقشه نیست. تجربه انسان نیز با پایین‌رفتن تغییر می‌کند. هنگام ورود به فضای گود، ارتفاع چشم نسبت به جداره‌ها تغییر می‌کند، میدان دید متفاوت می‌شود، رابطه با آسمان و زمین عوض می‌شود و انسان در تراز دیگری نسبت به حیاط اصلی قرار می‌گیرد. بسیاری از این کیفیت‌ها در پلان قابل مشاهده نیستند.

خوانش پیشنهادی سکرو: پلان، جای باغچال را نشان می‌دهد؛ مقطع، منطق باغچال را.

این جمله تعریف تاریخی باغچال نیست؛ یک خوانش تحلیلی برای آموزش معماری است. باغچال نمونه خوبی است برای یادآوری این نکته که در معماری ایرانی، بعضی از مهم‌ترین تصمیم‌ها در ارتفاع و عمق اتفاق می‌افتند، نه فقط روی صفحه افقی.

مقطع گودال باغچه با نمایش اختلاف تراز میان میان‌سرا، پله‌ها، کف باغچال و فضاهای پیرامونی
مقطع باغچال؛ جایی که منطق واقعی گودال باغچه آشکار می‌شود

رابطه باغچال با میان‌سرا و حیاط مرکزی

یکی از نکات مهم در تعریف باغچال، رابطه آن با میان‌سرا است. در فرهنگ مهرازی، باغچال درون میان‌سرای بنیادی قرار می‌گیرد و به آن راه دارد. بنابراین بهتر است باغچال را صرفاً مترادف «حیاط مرکزی گود» ندانیم. میان‌سرای اصلی می‌تواند فضای باز سازمان‌دهنده بنا باشد و باغچال به‌صورت بخش باغچه‌دار و پایین‌تری درون این ساختار شکل بگیرد.

این تفاوت در نام‌گذاری اهمیت دارد. یک حیاط مرکزی ممکن است باغچه، حوض و فضاهای پیرامونی داشته باشد، اما الزاماً گود نیست. از طرف دیگر، هر فضای بازی که چند پله پایین‌تر از تراز اطراف قرار گرفته نیز بدون بررسی رابطه آن با باغچه، میان‌سرا و دیگر بخش‌های بنا نباید باغچال نامیده شود.

برای شناخت سازمان کلی خانه‌های ایرانی و رابطه حیاط با اتاق‌ها، ایوان‌ها و دیگر فضاها، مقاله خانه‌های سنتی ایرانی و سازمان فضایی آن‌ها در سکرو مطالعه مکمل مناسبی است.

گودال باغچه خانه و ارتباط فضای گود با حیاط، سرداب و فضاهای پیرامونی
نمونه مستند گودال باغچه

 

یک نمونه مستند؛ گودال باغچه در خانه مرتضوی کاشان

یکی از نمونه‌هایی که می‌توان با اتکا به منبع معتبر درباره آن صحبت کرد، خانه مرتضوی کاشان است. Encyclopaedia Iranica در توصیف این خانه از gowdāl-bāḡča نام می‌برد و آن را فضای باغی کوچک و پایین‌تری در حیاط توصیف می‌کند. در همان توصیف، سرداب جبهه شمال‌غربی خانه از طریق فضایی ایوان‌مانند با این گودال باغچه ارتباط دارد.

این نمونه از نظر آموزشی اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان می‌دهد گودال باغچه را نباید عنصری جداافتاده تصور کرد. سرداب، فضای نیمه‌باز، حیاط و فضای گود در یک نظام فضایی و ارتفاعی به یکدیگر متصل می‌شوند. برای فهم چنین رابطه‌ای، مقطع از پلان گویاتر است.

در مقابل، درباره بناهایی که نامشان در جست‌وجوهای اینترنتی همراه با عبارت «گودال باغچه» دیده می‌شود، نباید صرفاً بر اساس نتایج جست‌وجو نتیجه‌گیری کرد. برای مثال، پیش از آنکه فضایی در خانه طباطبایی‌ها را به‌طور قطعی باغچال بنامیم، باید پلان، مقطع و یک منبع معتبر مستقل این انتساب را تأیید کنند.

گودال باغچه و اقلیم؛ از سایه تا تماس با زمین

در فرهنگ مهرازی به استفاده از باغچال برای پدیدآوردن فضایی پرسایه، نمناک و دلپذیر در سرزمین‌های کویری اشاره شده است. این نکته نشان می‌دهد که گودشدن فضای باز فقط یک تصمیم صوری نبوده و می‌توانسته با کیفیت محیطی فضا نیز ارتباط داشته باشد. با این حال، درست نیست که همه باغچال‌ها را بدون بررسی مستقل، دارای عملکرد حرارتی یکسان بدانیم.

یکی از عوامل مهم، سایه است. وقتی کف فضای باز پایین‌تر می‌رود، نسبت ارتفاع جداره‌ها به کف تغییر می‌کند و این موضوع می‌تواند الگوی تابش مستقیم را متفاوت کند. مقدار واقعی سایه به هندسه، جهت‌گیری، عمق و موقعیت خورشید بستگی دارد. پژوهش‌های انجام‌شده درباره حیاط‌های سنتی ایران نیز نشان داده‌اند که هندسه و جهت‌گیری حیاط بر عملکرد سایه مؤثر است.

عامل دیگر، تماس بیشتر با جرم زمین است. فضای فرورفته می‌تواند از نظر تبادل حرارتی با یک فضای باز کاملاً هم‌سطح متفاوت باشد، اما شدت این اثر به عمق، جنس خاک، مصالح، رطوبت، تهویه و شکل فضا وابسته است. بنابراین نمی‌توان صرفاً با دیدن یک حیاط گود درباره میزان خنکی آن عدد یا نتیجه ثابتی ارائه کرد.

مطالعات آسایش حرارتی در حیاط‌های سنتی نیز نشان داده‌اند که این فضاها می‌توانند شرایط محیطی متفاوتی از فضای آزاد پیرامون ایجاد کنند. برای نمونه، پژوهش Zamani و همکاران درباره آسایش حرارتی ساختمان‌های حیاط‌دار سنتی در اقلیم بیابانی عملکرد حرارتی حیاط را به‌صورت اندازه‌گیری‌شده بررسی کرده است. این نتایج را نباید مستقیماً به همه باغچال‌ها تعمیم داد، اما برای فهم ظرفیت خرداقلیمی فضاهای باز درون‌گرا اهمیت دارند.

برای مطالعه گسترده‌تر این موضوع می‌توانید مقاله اصول اقلیمی در معماری ایرانی را نیز بخوانید.

نقش سایه، اختلاف تراز و تماس با زمین در شرایط محیطی گودال باغچه در اقلیم گرم و خشک ایران
سایه و زمین؛ منطق اقلیمی فضای فرورفته باغچال

آب و گیاه در باغچال؛ بخش فضا یا عنصر تزئینی؟

باغچه و سرسبزی در خود تعریف باغچال حضور دارند؛ بنابراین گیاه را نباید عنصری تصور کرد که در پایان طراحی به یک فضای گود اضافه شده است. نسبت سطح کاشت به مسیر حرکت، نوع گیاه، عمق خاک و رابطه باغچه با جداره‌ها می‌توانند بر تجربه فضایی و شرایط محیطی اثر بگذارند.

آب نیز ممکن است در بعضی نمونه‌ها به شکل حوض یا جوی حضور داشته باشد، اما وجود حوض بزرگ جزء تعریف اجباری باغچال نیست. یکی از اشتباه‌های رایج در بازسازی تصویری معماری ایرانی این است که هر فضای گود را الزاماً با یک حوض مرکزی بزرگ نمایش دهیم. در یک مقاله پژوهشی باید وجود آب در هر نمونه از روی نقشه، عکس، بقایای بنا یا منبع همان ساختمان بررسی شود.

برای بررسی مستقل جایگاه حوض، جوی و آب در فضاهای ایرانی، مقاله نقش آب در معماری ایرانی در سکرو مکمل این بخش است.

چگونه باغچال را تشخیص دهیم و با چه فضاهایی اشتباه نگیریم؟

اگر در یک بنای تاریخی با حیاط یا فضای بازی روبه‌رو شدیم که پایین‌تر از سطح اطراف قرار گرفته است، بهتر است پیش از نامیدن آن به‌عنوان باغچال چند نشانه را با هم بررسی کنیم. هیچ‌کدام از این نشانه‌ها به‌تنهایی برای تشخیص قطعی کافی نیستند، اما مجموعه آن‌ها می‌تواند به خوانش دقیق‌تر فضا کمک کند.

  • کف فضای باز نسبت به میان‌سرای اصلی در تراز پایین‌تری قرار داشته باشد.
  • باغچه، خاک و سبزینگی بخشی از سازمان فضا باشند.
  • راه مشخصی مانند پله برای رسیدن به تراز پایین وجود داشته باشد.
  • رابطه فضای گود با میان‌سرا در پلان و مقطع قابل تشخیص باشد.
  • فضاهای پیرامونی از تراز پایین یا بالا با آن ارتباط داشته باشند.
  • نام‌گذاری نهایی با نقشه و منبع معتبر همان بنا کنترل شود.

باغچال با حیاط مرکزی یکی نیست. حیاط مرکزی می‌تواند هم‌تراز یا نزدیک به تراز فضاهای اطراف باشد و بدون گودی نیز شکل بگیرد. باغچال با فرورفتگی و رابطه مشخص با میان‌سرای بنیادی تعریف می‌شود.

باغچال زیرزمین هم نیست. زیرزمین یا سرداب اساساً فضایی بسته یا نیمه‌بسته در تراز پایین‌تر است، در حالی که باغچال فضای بازی است که باغچه و آسمان بخشی از تجربه آن هستند. این دو ممکن است با یکدیگر ارتباط داشته باشند، چنان‌که در خانه مرتضوی دیده می‌شود، اما یک مفهوم نیستند.

باغچال با حوض‌خانه نیز تفاوت دارد. حوض‌خانه فضایی داخلی یا نیمه‌بسته است که حوض عنصر اصلی آن است، در حالی که باغچال یک فضای باز گود و باغچه‌دار است. برای آشنایی با تفاوت واژگان نزدیک در معماری ایرانی، مقاله پادیاو و پاسیو در معماری ایرانی نیز نمونه خوبی از اهمیت دقت در اصطلاح‌شناسی است.

عبارت «انواع گودال باغچه» در جست‌وجوهای کاربران دیده می‌شود، اما در منبع مهرازی مورد استفاده این مقاله یک طبقه‌بندی رسمی و شماره‌گذاری‌شده برای انواع باغچال ارائه نشده است. بنابراین بهتر است به‌جای ساختن دسته‌های تاریخی بدون منبع، نمونه‌ها را بر اساس میزان فرورفتگی، شکل پلان، نحوه دسترسی، سطح باغچه، حضور آب و رابطه با فضاهای اطراف مقایسه کنیم. اینها معیار تحلیل هستند، نه انواع تاریخی تثبیت‌شده.

باغچال ایرانی با باغچه، درخت، سایه و عنصر آب محدود در فضای باز فرورفته
آب و سبزینگی در باغچال؛ بخشی از سازمان فضا، نه تزئین صرف

باغچال برای معماری امروز؛ از گودال باغچه مدرن تا ضوابط طراحی

گودال باغچه مدرن نباید نسخه‌ای صوری از یک خانه تاریخی باشد. چند پله، یک حوض و چند درختچه به‌تنهایی یک باغچال موفق یا «معماری ایرانی» ایجاد نمی‌کنند. آنچه از این فضا ارزش یادگیری دارد، شیوه حل مسئله است: استفاده از اختلاف تراز، طراحی در مقطع، ایجاد فضای باز پناه‌گرفته و پیوند آگاهانه میان زمین، گیاه، نور و فضاهای پیرامونی.

یکی از مهم‌ترین درس‌ها برای معمار امروز، طراحی هم‌زمان پلان و مقطع است. پایین‌بردن بخشی از فضای باز می‌تواند حریم، میدان دید و نحوه ارتباط فضاها را تغییر دهد، اما همین تصمیم اگر بدون توجه به زهکشی، سازه، رطوبت و ایمنی گرفته شود می‌تواند به مسئله‌ای جدی تبدیل شود.

برای معمار امروز: باغچال را نباید تکرار کرد؛ باید منطق فضایی آن را فهمید.

برای عمق و ابعاد گودال باغچه نیز عدد ثابتی وجود ندارد که بتوان آن را برای همه نمونه‌ها تجویز کرد. در منبع مهرازی بررسی‌شده در این مقاله، عمق یا عرض استاندارد مشخصی ارائه نشده است. در یک بنای تاریخی، ابعاد باید از نقشه و برداشت همان نمونه استخراج شود و در طراحی معاصر، اندازه فضا باید بر اساس نور، عرض حیاط، سازه، فشار جانبی خاک، دسترسی، نوع کاشت و شرایط پروژه تعیین شود.

همین موضوع درباره ضوابط گودال باغچه نیز صدق می‌کند. شناخت تاریخی باغچال با ضوابط اجرای یک فضای فرورفته امروزی یک چیز نیست. در پروژه معاصر باید زهکشی آب‌های سطحی، عایق‌کاری، کنترل رطوبت، پایداری جداره‌ها، ایمنی لبه و پله، دسترسی، نورگیری، تهویه، تأسیسات و مقررات محل پروژه جداگانه بررسی شوند.

بازخوانی معاصر باغچال با حیاط فرورفته، اختلاف تراز، فضای سبز و معماری معاصر ایرانی
گودال باغچه مدرن؛ یادگیری از منطق باغچال بدون تقلید از فرم تاریخی

گودال باغچه به انگلیسی چه می‌شود؟

برای عبارت «گودال باغچه به انگلیسی» بهتر است میان ترجمه توصیفی و نام بومی فضا تفاوت بگذاریم. برای توضیح عمومی می‌توان از Sunken Courtyard به معنای حیاط فرورفته استفاده کرد و اگر تأکید بر باغچه باشد، عبارت Sunken Garden نیز در بعضی زمینه‌ها قابل استفاده است.

اما این عبارت‌ها نباید به‌عنوان معادل تاریخی قطعی «باغچال» معرفی شوند. Encyclopaedia Iranica در معرفی خانه مرتضوی صورت آوانویسی‌شده gowdāl-bāḡča را حفظ کرده است. در متن پژوهشی انگلیسی نیز می‌توان پس از توضیح مفهوم، واژه بومی را نگه داشت؛ برای مثال:

Baghchal — a sunken garden courtyard

پرسش‌های پرتکرار درباره گودال باغچه

آیا هر حیاط گودشده‌ای باغچال است؟

خیر. پایین‌تر بودن کف فقط یکی از نشانه‌هاست. باغچه، رابطه با میان‌سرای اصلی، مسیر دسترسی و سازمان فضا نیز باید بررسی شوند.

چرا مقطع گودال باغچه مهم‌تر از یک پلان ساده است؟

چون اختلاف تراز، ارتفاع جداره‌ها، پله‌ها و رابطه عمودی فضاها در مقطع روشن می‌شوند؛ اطلاعاتی که ممکن است در پلان دیده نشوند.

آیا خانه طباطبایی‌ها گودال باغچه دارد؟

نام این بنا همراه با عبارت گودال باغچه در جست‌وجوهای اینترنتی دیده می‌شود، اما در این مقاله تا زمانی که پلان، مقطع و یک منبع معتبر مستقل این انتساب را تأیید نکنند، آن را به‌عنوان نمونه قطعی معرفی نمی‌کنیم. نمونه‌ای که در این نسخه مستند شده، خانه مرتضوی کاشان است.

آیا گودال باغچه عمق استاندارد دارد؟

در منبع مهرازی استفاده‌شده در این مقاله عدد ثابتی برای عمق ارائه نشده است. عمق هر نمونه تاریخی باید از مدارک همان بنا و در پروژه معاصر از شرایط طراحی و ضوابط فنی تعیین شود.

جمع‌بندی؛ باغچال را در عمق فضا بخوانیم

گودال باغچه یا باغچال را نمی‌توان به یک باغچه پایین‌تر از سطح زمین تقلیل داد. در تعریف فرهنگ مهرازی، گودی، باغچه و ارتباط با میان‌سرای بنیادی در کنار هم این مفهوم را شکل می‌دهند. همین رابطه است که یک باغچال را از یک فرورفتگی ساده در حیاط جدا می‌کند.

از سوی دیگر، پایین‌رفتن فضا می‌تواند رابطه آن با سایه، زمین، باغچه و فضاهای پیرامونی را تغییر دهد، اما این ویژگی‌ها باید در هر نمونه جداگانه بررسی شوند. یک بنا یا یک پژوهش نباید بدون دلیل به همه نمونه‌های معماری ایرانی تعمیم داده شود.

مهم‌ترین درس باغچال برای دانشجوی معماری و معمار امروز شاید این باشد که همه چیز در پلان اتفاق نمی‌افتد. پلان جای فضا را نشان می‌دهد؛ اما مقطع است که عمق، اختلاف تراز و تجربه پایین‌رفتن را آشکار می‌کند.

پس هنگام دیدن یک باغچال فقط نپرسیم «این فضا کجای پلان است؟»؛ پرسش دقیق‌تر این است: «این فضا در مقطع چه می‌کند؟»

فرهنگ مهرازی این مقاله

باغچال
گودال باغچه؛ فضای باغچه‌دار، سرسبز و گودی که بر اساس تعریف فرهنگ مهرازی درون میان‌سرای بنیادی قرار می‌گیرد و با آن ارتباط دارد.
میان‌سرا
فضای باز درونی بنا که بخش‌های مختلف ساختمان می‌توانند پیرامون آن سازمان پیدا کنند.
میان‌سرای بنیادی
در این مقاله، میان‌سرای اصلی بنا که باغچال درون آن شکل می‌گیرد و با آن ارتباط دارد.

واژه‌های فنی

مقطع
برش عمودی بنا که اختلاف ارتفاع، کف‌ها، پله‌ها، جداره‌ها و رابطه عمودی فضاها را نشان می‌دهد.
تراز
ارتفاع یک سطح نسبت به سطح مبنا یا سطح دیگر.
خرداقلیم
شرایط محیطی در یک محدوده کوچک، مانند دما، سایه، رطوبت و جریان هوا.
زهکشی
جمع‌آوری و هدایت آب اضافی برای جلوگیری از ماندگاری آب و آسیب‌های رطوبتی.

منابع و مآخذ

  1. رفیعی سرشکی، بیژن؛ رفیع‌زاده، ندا؛ رنجبر کرمانی، علی‌محمد. فرهنگ مهرازی (معماری) ایران، مدخل «باغچال».
  2. Haeri, Mohammad-Reza. Kashan v. Architecture (4): Historic Mansions. Encyclopaedia Iranica.
  3. Zamani, Zahra; Heidari, Shahin; Azmoodeh, Maryam; Taleghani, Mohammad. Energy performance and summer thermal comfort of traditional courtyard buildings in a desert climate. Environmental Progress & Sustainable Energy, 2019.

سکرو | مرجع آموزش معماری ایرانی

برای دانلود نسخه PDF این مقاله باید ثبت‌نام یا وارد حساب کاربری شوید.

ورود / ثبت‌نام
آموزش پیشنهادی سکرو

دوره طراحی گره های شش

۰ تومان

دیدگاهتان را بنویسید