واژه نامه هندسه پایه به پارسی سره
ارتفاع: فراز، بلندا، ژرفا، خیز
استوانه: ستون
امتداد: دنباله
بُعد: راستا
پارهخط: پارهراسه، پارهکَشِه
تلاقی: همرسی، همبُری
تناسب: سازواری
تناسبات: سازواریها
تنظیم پرگار: کوک پرگار
تنظیم کردن: کوک کردن
حجم: گُنج، گنجایش
خط افقی: راسه ترازی، کَشِه ترازی
خط عمودی: راسهی راست، کشهی راست
خط منحنی: راسه خمیده، کَشِه خمیده
خط: راسه (راستراهه)، کَشِه، کَت، خَش
خطکش: راسهکش، راسهنگار، کَشِهنگار
دایره: پرهون، چَنبَر
زاویه: گوشه
درجه: درجه (پهلوی)، زینه
ذوزنقه: پاپیلی، زَنَخدار، چندار، همسوکَژ
رابطه: بستگی
رأس: سر، نوک، تارک
رسم کردن: کشیدن، بَرساختن، نگاریدن
روابط: بستگیها
ریاضی: انگارش، رایش، رایشگری، رایگری
زاویه حاده: تندگوشه
زاویه قائمه: راستگوشه
زاویه منفرجه: بازگوشه
سطح: رویه
شعاع: پرتو، نیمترامون
شکل: دیسه، ریخت
ضخامت: سِتَبرا
ضلع: بَر، پهلو، سو
طول: درازا
عدد: شمار
عرض: پهنا
عمود: راست، راستایستا، ستون
عمودمنصف: راستمیانه، نیمبُر، نیمگر
فاصله: دوری
قاب: برگرفته از کاب (پهلوی)
قاعده: پایه
قالب: برگفته از کالب (پهلوی)
قطر: ترامون
قطع کردن: بریدن
قطعه: تکه
قواعد: پایهها
قوس: چَفد، کمان، خم
کثیرالزاویه: چندگوشه
کره: گوی
لوزی: خشت
متوازی الاضلاع: همسوپهلو، همسوبَر
مثلث قائمالزاویه: سهپهلوی راستگوشه، تُکه راستگوشه
مثلث: سهپهلو، سهگوش، سهسو، تُکه
محیط: پیرامون، دور
مربع: چهارپهلو،چهارسو، چهاروار، کَرت
مرکز: میانه، میانجا، میانگاه، هسته، نافه
چندضلعی: چندبَر، چندپهلو
مساحت: پهنه، پیمایش
مستطیل: چهارپهلو راست، کرته، لاکیش، کرتیس
مسطح: تخت، هموار
مقیاس: سنجه
مکعب: تاس، تاسدیس، ششرویه، ششروی
مکعبمستطیل: تختدیس، تخدیس، ششرویه راست
مماس: بَرسو
منحنی: خمیده
منشور: شوسه
منصف الزاویه: نیمساز
موازی: همسو
مورب: از اُریب پارسی، کج، خمیده
موضوع: زمینه
نصف: نیم، نیمه
نقطه: فند، نُخته، خَجَک،پَنتِه، نوژ
نیمخط: نیمراسه، نیمکَشِه
وتر: تراکُنج، زِه
هرم: دیماس
هشت ضلعی منتظم: هشت پهلو بسامان
هندسه: هَندَزه، هندازه، هنداچک، اندازه
تهیه شده در بخش پژوهش هنر و معماری سکرو




